خوب تمام کنید!اصلا تمام این تکه های غمبار عاشقانه بر سر ' دیگر نداشتن' است.این دیگر نداشتن ها آزار می دهد.آن لحظه که مطمئن میشوی دیگر دیداری، خاطره ای، صدائی نیست وباید با همان ها که قبلا دیده ای و شن
تبرش را درآورد،زد و زد ، محکم و محکم تر در پوست خودنمی گنجیدم از درخت بودن خسته بودم ،مثل بقیه بودنهر سال برگ ریزی کنم، بمیرم و زنده شوم،دیگه حتی سنگینی میوه یا لانه ی چوبی پرنده ها هم برام دلپذیر نب